تبليغاتX
اشعار طنز زرویی نصر آبادی

ولادت حضرت فاطمه و روز زن بر شما مبارك باد 

ز فا معنای فکرت یافت زهرا//الف ایمان و عّزت داشت زهرا
ز
طا او با طهارت بود و طاهر// به میم اش در مُرّوت بود ماهر
به
ها همراز بابش مصطفی بود// هماره یار شویش مرتضی بود
خدا بخشید کوثر را به احمد// که تا زنده کند نامِ محمّد

 

       

 

        منبع:آوی خیال

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 19:51  توسط تشنه دريانورد  | 

کنکور هم تموم شد ولی برای شما

سلام.ميبينم كه همه كنكوري ها الان خوشحالن و دارن حال ميكنن.من كه فرداي روز كنكور به دوستم زنگ زدم ديدم رفته تهران بعد به باباش گفتم كي مياد گفت بعدش ميره همدان و مشهد احتمالا يه ماه ديگه!!!بعضيهام رفتن يه راست مشهد و قم كه آش پشت پاي كنكورشونو سفارش بدن.من كه يه ماه ديگه تا كنكور دارم.انشاالله همتون تو كنكور زندگي موفق باشيد . بريم سراغ شعري جديد و باحال كه خستگي از تنتون در بياد.البته ببخشید یکم بي رودربايستي نوشته شده.

ما كه در صف از فشار همدگر زائيده ايم
صبحها تا شام و شبها تا سحر زائيده ايم
از فشار جمع مردم بارها با حال زار
در كنار دكه «مشتي صفر» زائيده ايم
گاه بعضي راميان همدگر زايانده ايم
گاه ما هم در صفي، جايي دگر زائيده ايم
زيركي مي گفت آنطوري كه من كردم حساب
از زن اكبر چاخان هم بيشتر زائيده ايم!
چون كه او هر سال مي زايد يكي كودك ولي
ما همين امسال صد كاكل به سر زائيده ايم
در همين تهران هزاران بار فارغ گشته ايم
غيراز آن طفلان كه شايد در سفر زائيده ايم
دوش با من تازه كاري در صف سيگار گفت:
بسكه مي كوبندمان از پشت سر زائيده ايم
گفتمش: عيبي ندارد اي برادر زانكه ما
پيش از اينها در صف قند و شكر زائيده ايم
ديگران در بخشهاي زايمان زائيده اند
ليك ما در بين مردم، پشت در زائيده ايم
اندرين آشوب و غوغا، جنس كودك شرط نيست
اي كه مي پرسي كه دختر يا پسر زائيده ايم؟
الفرض امروزه ديگر كار ما زائيدن است
گوش شيطان كر، فقط بي درد سر زائيده ايم

2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 22:29  توسط تشنه دريانورد  |