تبليغاتX
اشعار طنز زرویی نصر آبادی
«آپ تو ديت»
سلام بر شما شعر دوستان خنده رو.شعر باحال دیگری از آقای زرویی.حتما بخونید

   پسرم، در معاونت، بايد / «آپ تو ديت» بود و «روز آمد»
بايد اول بدون سوخت و سوز / باخبر باشي از وقايع روز
به رئيس ات نگر به اين نيت / كه به چي مي دهد اهميت
هرچه را دارد او علاقه به آن / بيشتر در همان زمينه بخوان
از فلان «ميس» يا فلان «مستر» / تا به تركيب تيم منچستر
اند اندك تو با همين تدبير / مي شوي مرجع جناب مدير
با دو صد كبر و با دو نخوت و فيس / مي شوي دمخور جناب رئيس
مي شوي صبح و عصر و وقت ناهار / هي مرتب به دفترش احضار
وقت صحبت، بكن به حد وفور / انگليسي براي او بلغور
- حرف لاتين اگر كه پيش نبرد / عربي هم به درد خواهد خورد -
مي كنند استفاده، اهل تمييز / اصطلاحات فلسفي، يك ريز
كلمات «قلنبه» در گفتار / دو سه تا محض احتياط بيار
نكن اظهار فضل، جان پدر / كه شود حضرت رئيس، پكر
في المثل، هي بگو: «شما ماهيد / خودتان از قضيه آگاهيد»
يا بگو: «واقفيد اگرچه از آن، / محض يادآوري است، اين سخنان»
يا كه: «من از شما گرفتم ياد / درس پس دادن است اين، استاد!»
با همين حرف بي ستون و اساس / مي كند غبغب رئيس آماس
كه: «بسا تخم ها گذاشته ام  / كه خودم هم خبر نداشته ام»
يا: «چه شاگرد خوب و دانايی / چه سري، چه دمي، عجب پايي»
محض ترميم اعتبار خودش / مي نشاند تو را كنار خودش
چه بسا با خودش، تو را سرتير / ببرد دفتر جناب وزير
كند از هوش و دانش ات تعريف / بعد از آن، سور و سات توست رديف           

2 نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:25  توسط تشنه دريانورد  |