تبليغاتX
اشعار طنز زرویی نصر آبادی
دراحوالات نور چشم
آقای زرویی صاحب پسری اند به نام حسام الدین که خیلی اونو دوست دارند.چند شعر هم در احوالات آن بزرگوار والا مقام فرمودند که خواندن آنها خالی از لطف نیست.

در جهان، با تلاش و سعي كثير / پسري مانده از حقير فقير
رزق مقسوم اگر حواله شود / مانده يك كم كه هفت ساله شود
به خودم رفته، از اصالت نسل / هست عيناً كپي برابر اصل
پسري عاشق كتاب و تفنگ / پسري درس خوان و زبر و زرنگ
در تكاليف، بي معطلي است / تازه الان كلاس اولي است
پسري مثل شهد گل، شيرين / نام اين گل پسر: حسام الدين
عاشق شعر و قصه هاي خودي است / قهرمان هم كه غالباً «نخودي» است
تن مخلص، كبود از مشته / بس كه در خانه اژدها كشته
بچه هرچند بي تميز بود / پيش مادر- پدر، عزيز بود
پسر زشت «ويتوكورلئونه» / پيش چشم پدر «آلن دلون» ه
اون يكي هم زشت و قزميته / واسه مادرش «براد پيت» ه
مادر دختراي بي شوهر / به «جنيفر لوپز» مي گن: عنتر
جوجه زشت لايق افسوس / «سيندرلا» ست پيش چشم خروس
ما هم البته يك كمي، آره / بچه تون رو خدا نگه داره

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 21:31  توسط تشنه دريانورد  |